دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

383

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

سجاده‌ها ، جايگاه ويژه‌اى داشتند چون كاربرد آنها ، طرح آنها را مشخص مىكرد . يكى از ويژگيهاى شاخص طرح زمينه آنها نقش محراب بود كه نوك قوس آن در موقع نماز رو به قبله بود . اين نقش اقتباس از محراب مساجد برشمرده مىشود كه در مساجد سمت و سوى قبله را نشان مىدهد . سجاده‌هاى متعددى با يك محراب و تعدادى هم با چند محراب وجود دارد . از سجاده‌هاى سده‌هاى شانزدهم و هفدهم ايران چيزى باقى نمانده است . يكى از كهنترين آنها قطعه‌اى از سجاده با رديفهائى از نقوش در موزه هنر اسلامى برلين محفوظ است ( عكس 5 ) . از اين سجاده‌ها نمىتوان تعداد محرابهائى را كه دوشادوش هم و يا رويهم تصوير مىشدند ، دريافت . در زمينه قرمز آنها رشته‌هايى از پيچك‌هاى كمرنگ به چشم مىخورد . نوارهاى باريك ، محراب‌ها و مارپيچهاى موجود را از يكديگر جدا مىساخت . محرابها و مارپيچ‌ها به تناوب با رنگهاى روشن و تيره اجرا مىشد . طرح مارپيچها مركب از پيچكها با برگهاى اسليمى بود كه ظرافت و زيبائى آنها تا حدود زياد يادآور پارچه‌اى به گونه‌اى روتختى ، مصور در نگاره سال 1514 م . است « 1 » . شكل‌بندى محرابها رديف‌به‌رديف فرق مىكرد . دقت و پرمايگى طرح نشان مىدهد كه متعلق به اوايل دوره صفوى است ، ولى امكان دارد از آن دوره تيمورى هم باشد ( چنانچه ف . زاره بدان تأكيد مىورزد « 2 » . ) چيزى وجود ندارد كه نشانگر خاستگاه آن باشد . در نوع ديگرى از سجاده‌ها با نقش تك‌محرابى ، مارپيچها و حواشى نيمه فوقانى با ابياتى تزيين شده است « 3 » . در توپقاپى سراى استانبول سىوهفت نوع از اين سجاده‌ها موجود است كه آشكارا از نظر منشأ تركى است و به قرن نوزدهم تعلق دارد . معلوم نيست كه آيا اينها اقتباسى از سجاده‌هاى قرن شانزدهم ايران هستند و يا نمونه‌هايى كه تاكنون تصور مىرفت از نوع ايرانى متعلق به گروه تركىاند « 4 » ؟ همين قضيه به لحاظ سبك‌شناختى در مورد قاليهاى ترنجى به‌اصطلاح گروه « سالتينگ - Salting » هم مصداق دارد كه نامش را از مجموعه سالتينگ موجود در موزه ويكتوريا و آلبرت گرفته است « 5 » . قاليهاى ترنجى « شمال غرب ايران » اين قاليها به چندين طبقه تقسيم مىشوند و آنها را مىتوان در دو گروه عمده با سبكهاى متباين طبقه‌بندى كرد . طراحى گروه اول كه قالى اردبيل سال 40 - 1439 م . هم از آن زمره است

--> ( 1 ) - سچوكين ، نسخه‌هاى خطى صفوى ، لوحه V . ( 2 ) - زاره و ترانكوالد ، جلد 2 ، توضيح لوحه 5 . ( 3 ) - همان ، لوحه 51 . ( 4 ) - اردمان ، بررسى ، صص 5 - 164 ، و Siebenbundert gabre ، ص 162 . ( 5 ) - SPA ، لوحه 1162 .